حس می کنم این حجم ِ خستگی ُ افسردگی در یک دختر ِ 15 سال ُ 3 ماهه غیر ِ منطقی به نظر می رسد :|
+ سر درد ُ دل درد ُ کمر درد ُ گردن درد به کنار ، چشمام چشون شد ؟!! :| دارم جون میدم -_-
+ من خسته تر از این حرفام ، انقد توقع نداشته باشید حداقل :| خودم خوب میشم ، زمان می خوام فقط
+ دوباره از این تصمیمای ِ مزخرف گرفتم :/ که کامنتای ِ وب ُ ببندم
میدونم واسه کسی مهم نیس :) هم شما راحتتر میشید ، هم من
فقط این وسط میمونه یه عده ای که رابطمون فقط با همین وب ُ این بند ُ بساطه
به هر حال اگه پستی بود که دوست داشتم نظراتتون ُ بشنوم و یا کمکی نیاز داشتم و یا حس کردید حرفی برای ِ گفتن دارید و یا حس کردید من نیاز به کمک دارم ، میتونید کامنت بزارید
با جان ُ دل می خونم ُ جواب میدم :)
+ ببخشید که انقد بد شدم همچنان همرو میخونم ولی نه وقت دارم برا کامنت گذاشتن ، نه حوصله
+ یه روز میرسه که همه چی درست میشه ، لحظه شماری می کنم واسه اون روز :)
+ و اینکه ،،، هِلو تَرجُبی ^.^ سَعی می کنم بات کنار بیام :)
مآه پیشونی...ما را در سایت مآه پیشونی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 13