مآه پیشونی

متن مرتبط با « not modified» در سایت مآه پیشونی نوشته شده است

• 303

  • نیلوبلاگ

    • دیدنxa0ِ دوباره ی آقای ِ "ب" واقعاً خوشحال کننده بود ^_^ 24 مهر 95...

    ادامه مطلب
  • •304

  • نیلوبلاگ

    همه چی آرومه , مدرسهxa0ُ درسxa0ُ مشقxa0ُ کلاساxa0ُ باشگاهxa0ُ ... فقط این سردردا ُ کلافگیا ! -_- حالxa0ِ بدxa0ِ مامان بزرگ -_-xa0میشه دعا کنید تاریخ دوباره تکرار نشه ؟! میشه مامان بزرگxa0ُ هم اینجوری از دست ندم ؟! میشه حالش خوب شهxa0ُ دوباره سرxa0ِ اینکه سهیلxa0ُ بیشتر از من دوست داره بحث کنیم ؟! :(( میشه ؟! میشه مثه قبل نا امیدمون نکنی , خدا ؟! خوب میشی :) من مطمئنم . + فاطی ؟! ببخشید مثxa0ِ اینکه کارت طلسم شده ! ببخشید !...

    ادامه مطلب
  • •292

  • نیلوبلاگ

    همه ی دخترا تو اون چار پنج روز از دل درد تا حد مرگ پیش میرن ؟ یا فقط من اینجوریم ؟ -_- :| آیییی :(( :))...

    ادامه مطلب
  • •293

  • نیلوبلاگ

    حس می کنم این حجمxa0ِ خستگیxa0ُ افسردگی در یک دخترxa0ِ 15 سالxa0ُ 3 ماهه غیرxa0ِ منطقی به نظر می رسد :|xa0 + سر دردxa0ُ دل دردxa0ُ کمر دردxa0ُ گردن درد به کنار ، چشمام چشون شد ؟!! :| دارم جون میدم -_- + من خسته تر از این حرفام ، انقد توقع نداشته باشید حداقل :| خودم خوب میشم ، زمان می خوام فقطxa0 + دوباره از این تصمیمایxa0ِ مزخرف گرفتم :/ که کامنتایxa0ِ وبxa0ُ ببندم میدونم واسه کسی مهم نیس :) هم شما راحتتر میشید ، هم منxa0 فقط این وسط میمونه یه عده ای که رابطمون فقط با همین وبxa0ُ این بندxa0ُ بسا...

    ادامه مطلب
  • •294

  • نیلوبلاگ

    اگه هیچ کاری هم که نکرده باشم ، ولی میتونم بگم شروعxa0ِ خوبی بود ^ـ^ یَنی امروز حالم خوب بود :)xa0 + بالاخره پس از روز ها امروزxa0ُ فردا کردن ، لیستxa0ِ آدمایxa0ِ خوبxa0ُ بدxa0ِ زندگیمxa0ُ نوشتم :) حداقلش اینه که تکلیفم مشخص میشه :) کیا موندنی ـنxa0ُ کیا رفتنی . . .xa0 + تنهاییxa0ُ دوس ندارما ! ولی یه اخلاقxa0ِ گندی دارم ، وقتی حالم بد باشه ، فقط باید با خودم خلوت کنم ، از دردxa0ُ دل کردن خوشم نمیاد ، دوس ندارم دیگران مشکلاتمxa0ُ بدونن ، به اینکه یهویی جو میدم که هم صحبت می خوام نگا نکنید ، اصلـ...

    ادامه مطلب
  • •297

  • نیلوبلاگ

    بینxa0ِ بلـاگفایی ها فقط یه نفرxa0ُ دیدم که عقایدxa0ُ علایقxa0ُ بدبختیاش ُ خوشیاش ُ حرص خوردناش ُ xa0کلـاً زندگیش دقیقاً مثxa0ِ منه :| خیلیم خوب مینویسه ، ولی تا حالا ندیدم کسی یه کامنتxa0ِ درستxa0ُ حسابی براش بزاره :| دِ یکم شعور هم بد نیس ! + جرئت نمی کنم کامنت بزارم براش :|...

    ادامه مطلب
  • •298

  • •299

  • نیلوبلاگ

    مثxa0ِ یxa0ِ خوابxa0ِ خوب .. :) خیلی خوب .....

    ادامه مطلب
  • •300

  • نیلوبلاگ

    ماشین ِ سفیدی که از دور دیده میشدxa0ُ تشخیص داد . آشنا بود براش . بسم الله گفتxa0ُ بلند شد . دویید سمتxa0ِ دختراش با خوشحالیxa0ِ فراوون داد زد : پسرم اومد . داماد اومد . همه ساکت شدن . سکوتxa0ِ مطلق . خواهراش هم خوشحال بودن . دست میزدن ُ کِل می کشیدنxa0ُ شیرینی ُ شکولات پخش می کردن . ماشین وایستاد . داداشاش دستشونxa0ُ کردن تو جیبشونxa0ُ پولا رو ریختن هوا .. بچه ها حمله کردن .. صدایxa0ِ ماو ماوxa0ِ گاوxa0ِ قربونیxa0ُ میشنیدیم .. جلویxa0ِ ماشین سرشxa0ُ بریدن .. مامانش می گفت واسه مسعود زن گرفتیم ....

    ادامه مطلب
  • •301

  • نیلوبلاگ

    یه مرض لا علاجی هم داریم ، به نام "خود مخاطب پنداری" :|xa0 ینی هر حرفی بزنی ، طرف فکر می کنه داری اونو میگی :|...

    ادامه مطلب
  • •302

  • نیلوبلاگ

    چ حس جالبی داره رفتن تو یه تیم جدید ^_^xa0 از وقتی پامو گزاشتم تو باشگاه ، دویست نفر پرسیدن چند ساله کار می کنی ؟ :)) داشتم کفشامو می پوشیدم ، یه دختره اومد نزدیکم ، به قیافش می خورد یه کم مشنگ باشه :)) ینی مشنگ هم نه ولی خب ازینایی بود که هی زرت و زرت واسه هر چیزی ریسه میرفت :))xa0 میگه کیمیا چن ساله کار می کنی ؟ شوتات خیلییییییی خوبهxa0 منم قیافم شد مثه مهران غفوریان :))) بعد گفتم سه چار سالxa0 بعد این باهوش جان ، سی و چار سال شنید :||xa0 میگه واااای مگه تو چن سالته ؟ + سی و هفت -_- - چقد خوب ...

    ادامه مطلب